به گزارش تحریریه، تانگ ژیچائو (唐志超)، رئیس مرکز پژوهش توسعه و حکمرانی خاورمیانه در مؤسسه مطالعات غرب آسیا و آفریقای آکادمی علوم اجتماعی چین، در یادداشتی که در روزنامه گوانگمینگ(光明日报) منتشر شده، نسبت به پیامدهای خطرناک مداخله نظامی آمریکا در ایران هشدار داده است.
اگرچه پایتخت ایران، تهران، و دیگر شهرهای بزرگ و متوسط این کشور تا حد زیادی به زندگی عادی بازگشتهاند و به نظر میرسد دولت ایران توانست اوضاع اعتراضات و تظاهرات را تحت کنترل درآورد، اما بوی باروت در خلیج فارس همچنان غلیظ و خفهکننده است.
بر اساس گزارش رسانههای آمریکایی، گروه رزمی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن ارتش آمریکا به منطقه خاورمیانه اعزام شده است. بخشی از نیروهای آمریکایی و بریتانیایی مأمور شدهاند تا پیش از شب چهاردهم، پایگاه هوایی العدید در قطر را ترک کنند.
همزمان، کشورهای غربی یکی پس از دیگری از شهروندان خود خواستهاند ایران را ترک کنند. بامداد پانزدهم، ایران برای مدتی اطلاعیه هوانوردی صادر و اعلام کرد که حریم هوایی خود را بهطور موقت بسته و تنها به پروازهای بینالمللی که مجوز رسمی دریافت کردهاند اجازه عبور و مرور میدهد.
مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، در روز چهاردهم اعلام کرد که ایران در حال حاضر در بالاترین سطح آمادگی رزمی قرار دارد و میزان ذخایر موشکی این کشور از سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. تمامی این نشانهها حاکی از آن است که حمله آمریکا به ایران در آستانه وقوع قرار دارد. چنانچه آمریکا دور تازهای از اقدام نظامی علیه ایران را آغاز کند، این اقدام نهتنها بیثباتی منطقه را تشدید خواهد کرد، بلکه در نهایت به خود آمریکا نیز بازخواهد گشت و منافع و امنیت این کشور را با خطرات جدی مواجه خواهد ساخت.
آمریکا یکی از عوامل اصلی شعلهور شدن ناآرامیهاست
جرقه اعتراضات اخیر در ایران، فروپاشی نظام ارزی این کشور بود. سقوط شدید ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا موجب شد بازاریان دست به اعتصاب بزنند و در پی آن، بزرگترین موج اعتراضات از سال ۲۰۲۲ تاکنون شکل بگیرد.
در پس این اعتراضات، عوامل عمیقتری همچون سوءمدیریت اقتصادی، فساد اجتماعی، تورم بالا، نرخ بالای بیکاری و مداخلات خارجی قرار دارد. نکتهای که نمیتوان نادیده گرفت این است که آمریکا در دور جدید ناآرامیهای ایران مسئولیت قابلتوجهی بر عهده دارد و نقشی بسیار مهم ایفا کرده است.
نخست آنکه، ریشه اصلی گرفتار شدن اقتصاد ایران در بحران، به تحریمهای اقتصادی بلندمدت آمریکا علیه این کشور بازمیگردد؛ بهویژه سیاست فشار حداکثری که دولت ترامپ اتخاذ کرد و ضربهای سنگین به صنعت نفت—شریان حیاتی اقتصاد ایران—وارد ساخت و زنجیرهای از پیامدهای شدید اقتصادی و اجتماعی را به دنبال داشت.
از زمان بازگشت ترامپ به قدرت در سال ۲۰۲۵، ایالات متحده بهطور مستمر تحریمهای جدیدی علیه ایران اعمال کرده و حلقه محاصره اقتصادی را تنگتر کرده است. برای نمونه، آمریکا با استفاده از سازوکار «مکانیسم ماشه و بازگشت سریع تحریمها» در توافق هستهای ایران، و با همراهی اتحادیه اروپا، تحریمهای بینالمللی علیه ایران را دوباره برقرار کرد که این امر موجب تشدید بحران اقتصادی در ایران شد.
جیکوب هلبرگ، معاون وزیر خارجه آمریکا در امور اقتصادی، بهصراحت اعلام کرده است: «راهبرد فشار حداکثری ترامپ، این حکومت را به بنبست کامل کشانده است».

دوم آنکه، حملات نظامی و سیاست بازدارندگی آمریکا بهطور مستمر امنیت و ثبات ایران و همچنین اقتدار و اعتبار دولت ایران را تضعیف کرده است.
در ژوئن ۲۰۲۵، ایالات متحده با همکاری اسرائیل، حملاتی را علیه تأسیسات هستهای ایران و دیگر اهداف نظامی انجام داد که ضربهای سنگین به دولت ایران وارد ساخت.
پیش از آغاز موج اخیر اعتراضات، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در جریان سفر خود به آمریکا، بار دیگر همراه با ترامپ تهدید به اقدام نظامی علیه ایران کرد. افزون بر این، اقدامات نظامی ترامپ علیه ونزوئلا، اعتمادبهنفس مخالفان داخلی و خارجی ایران را برای تلاش در جهت سرنگونی دولت افزایش داد و در نتیجه، به شکلگیری موج جدید اعتراضات دامن زد.
در نهایت، در جریان این بحران، دولت آمریکا و شخص ترامپ بارها موضعگیری کرده و بهطور علنی از اعتراضات حمایت و دولت ایران را تهدید کردند؛ حتی بهصراحت از معترضان خواستند نهادهای ایران را در دست بگیرند. این مواضع در عمل نقشی «تشویقکننده» برای معترضان ایفا کرد. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، مدعی شد که دلیل بروز اعتراضات در ایران آن است که معترضان «احساس میکنند از حمایت یک آمریکای قدرتمند برخوردارند».

دولت ایران تأکید کرده است که معترضان از حمایت پنهان آمریکا و اسرائیل برخوردار بودهاند. نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد، امیر سعید ایروانی، در روز سیزدهم طی نامهای به آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، و رئیس دورهای شورای امنیت، اقدامات آمریکا در تحریک به خشونت، تهدید به استفاده از زور و مداخله در امور داخلی ایران را محکوم کرد و خواستار آن شد که آمریکا و اسرائیل فوراً به سیاستها و اقدامات بیثباتکننده خود علیه ایران پایان دهند. وی همچنین به آمریکا هشدار داد که با سوءبرداشت از شرایط، دست به تجاوز نظامی علیه ایران نزند.
گزینههای سخت آمریکا
پس از آغاز اعتراضات گسترده در ایران، ترامپ تقریباً هر روز یا از طریق سخنرانیهای رسمی یا در شبکههای اجتماعی، از معترضان حمایت کرده و همزمان دولت ایران را نسبت به عبور از خطوط قرمز تعیینشده از سوی آمریکا برحذر داشته است. او مدعی شد که نیروهای نظامی آمریکا در حالت آماده شلیک قرار دارند و در هر لحظه قادر به اقدام هستند. در ۱۱ ژانویه، ترامپ اعلام کرد که ایران ظاهراً در حال عبور از خطوط قرمز است و افزود: «ما این موضوع را بسیار جدی تلقی میکنیم و در حال بررسی گزینههایی بسیار سختگیرانه هستیم».
بهطور کلی، گزینههای احتمالی سیاستی دولت ترامپ برای مداخله در ناآرامیهای داخلی ایران را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
نخست، مداخله نظامی، بهویژه اجرای حملات علیه نیروهای امنیتی ایران و مراکز مهم نظامی از جمله پایگاههای موشکی و سامانههای پدافند هوایی؛
دوم، ارائه حمایت مالی و سایبری به گروههای مخالف ایران؛
سوم، تشدید جنگ روانی و عملیات رسانهای و تبلیغاتی در فضای مجازی علیه ایران؛
چهارم، افزایش هرچه بیشتر فشار تحریمی علیه ایران، از جمله اقداماتی مشابه رهگیری و توقیف نفتکشها در آبهای اطراف ونزوئلا.

در چنین فضایی، ترامپ در روز دوازدهم اعلام کرد که بر کشورهایی که با ایران روابط تجاری دارند، تعرفهای ۲۵ درصدی اعمال خواهد کرد و تأکید نمود که این تصمیم «نهایی و غیرقابل تغییر» است.
همزمان، شرکت فناوری فضایی اسپیسایکس متعلق به ایلان ماسک، در حال ارائه خدمات رایگان اینترنت ماهوارهای استارلینک به ایران است. دولت آمریکا همچنین از گروههای مخالف ایرانی فعال در ایالات متحده، از جمله رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران، حمایت کرده است.
در شرایط کنونی، احتمال مداخله نظامی بهطور محسوسی افزایش یافته است. وبسایت شبکه خبری انبیسی نیوز آمریکا در روز چهاردهم به نقل از منابع آگاه گزارش داد که ترامپ به تیم امنیت ملی خود اعلام کرده است که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران باید سریع و قاطع باشد و نه جنگی فرسایشی که هفتهها یا ماهها به طول انجامد.
بر اساس این گزارش، ترامپ تمایل دارد بهطور مستقیم در امور ایران مداخله نظامی کند و در روز سیزدهم «اهداف مورد نظر از اقدام نظامی علیه ایران» را برای تیم امنیت ملی خود تشریح کرده است؛ در همین حال، وزارت دفاع آمریکا نیز برای چنین سناریویی طرحهای عملیاتی تدوین کرده است.
اگرچه دولت ترامپ تاکنون تصمیم نهایی خود را اعلام نکرده است، اما مجموعهای از نشانهها از جمله اعلام لغو تمامی گفتوگوها با ایران، آغاز خروج اتباع آمریکا و دیگر متحدان غربی از ایران، صدور دستور تخلیه نیروهای غیرضروری از چندین پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه، و تشدید تحرکات گسترده نظامی و افزایش فعالیتهای اطلاعاتی و شناسایی علیه ایران، نشان میدهد که احتمال توسل آمریکا به اقدام نظامی علیه ایران رو به افزایش است.
ترامپ پیشتر مدعی شده بود که ایران در حال عبور از خطوط قرمز است و برای تحقق این ادعا و عمل به تهدیدهای خود، آمریکا ممکن است بار دیگر به اقدام نظامی علیه ایران متوسل شود. با این حال، اینکه در نهایت چنین اقدامی صورت گیرد یا نه، و در صورت وقوع، دامنه و ماهیت آن چگونه خواهد بود، به عواملی همچون توان دولت ایران در کنترل اوضاع، میزان تلفات احتمالی در جریان اعتراضات، و اهداف سیاستیای که دولت آمریکا برای حمله نظامی تعیین میکند، بستگی خواهد داشت.
چنانچه دولت ترامپ در ارزیابیهای خود به این جمعبندی برسد که دولت ایران توانسته است اوضاع را تحت کنترل درآورد و اعتراضات بهزودی پایان خواهد یافت، احتمال آن وجود دارد که آمریکا به یک حمله نظامی محدود دست بزند یا حتی بهطور کامل از انجام عملیات صرفنظر کند.
در شرایط کنونی، نمیتوان این احتمال را رد کرد که آمریکا عمداً در حال ایجاد فضای پرتنش نظامی است تا ایران را تحت فشار قرار داده و وادار به بازگشت به میز مذاکره کند. اما اگر دولت ترامپ به این نتیجه برسد که اعتراضات در ایران به روندی فزاینده و کنترلناپذیر تبدیل خواهد شد و دولت ایران قادر به مهار اوضاع نیست، در آن صورت آمریکا ممکن است به مداخله نظامی گسترده روی آورد و با کمکرسانی به معترضان، در پی ایجاد فرصت برای تغییر نظام سیاسی در ایران باشد.
با توجه به روند فعلی تحولات در ایران، اگرچه اعتراضات همچنان بهصورت پراکنده ادامه دارد، اما به نظر میرسد دولت ایران تا حد زیادی کنترل اوضاع را در دست گرفته است. در چنین شرایطی، اگر آمریکا همچنان گزینه نظامی را انتخاب کند، به احتمال زیاد با یک اقدام نظامی «تنبیهی» روبهرو خواهیم بود؛ اقدامی که هدف آن عمل به تهدیدها و ایجاد بازدارندگی در برابر دولت ایران است. با این حال، در صورتی که دولت آمریکا دچار برآورد اشتباه شود و به یک حمله گسترده دست بزند، وضعیت بهطور چشمگیری تشدید خواهد شد.
در هر صورت، اگر آمریکا به مداخله بیشتر در ناآرامیهای داخلی ایران، بهویژه از طریق توسل مجدد به نیروی نظامی، روی آورد، بیتردید مرتکب خطایی بزرگ خواهد شد؛ خطایی که پیامدهای سنگینی برای روند تحولات داخلی ایران و ثبات کلی منطقه خاورمیانه به همراه خواهد داشت.
مداخله نظامی، بیثباتی منطقهای را تشدید خواهد کرد
پس از آنکه آمریکا تهدید به مداخله نظامی کرد، رهبران سیاسی و نظامی ایران—از جمله آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران—واکنشهایی شدید و صریح علیه این تهدیدها نشان دادند. امیر حاتمی، فرمانده کل نیروهای مسلح ایران، هشدار داد که ایران هرگز در برابر تهدیدهای نیروهای خارجی بیتفاوت نخواهد نشست.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نیز هشدار داد که در صورت مداخله نظامی واشنگتن در ایران، نیروهای نظامی آمریکا و مراکز کشتیرانی آن بهعنوان اهداف مشروع مورد حمله قرار خواهند گرفت. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، نیز با هشدار مستقیم به ترامپ گفت: مراقب نیروهای خود باشید و تأکید کرد که مداخله آمریکا در اعتراضات داخلی ایران، معادل کشاندن کل منطقه به ورطه هرجومرج است و در نهایت منافع ایالات متحده را نابود خواهد کرد.

اگر آمریکا درنهایت تصمیم به حمله بگیرد چه خواهد شد؟
چنانچه دولت ترامپ بهطور شتابزده علیه ایران دست به اقدام نظامی بزند، این اقدام پیامدهای منفی گستردهای برای امنیت و ثبات منطقه به همراه خواهد داشت و بیثباتی خاورمیانه را بیش از پیش تشدید خواهد کرد.
نخست آنکه، توسل به نیروی نظامی میتواند ثبات سیاسی ایران را تهدید کرده، روحیه مخالفان را تقویت کند و به تشدید و گسترش اعتراضات منجر شود.
دوم آنکه، اقدام نظامی آمریکا نهتنها ایران را وارد چرخهای تازه از ناآرامی میکند، بلکه با ایجاد اثرات سرریز، ثبات کل منطقه را بهشدت تضعیف خواهد کرد؛ بهویژه آنکه محیط صلح و توسعه در خلیج فارس بهطور جدی آسیب خواهد دید.
حمله نظامی آمریکا ممکن است ایران را به انجام اقدامات تلافیجویانه علیه پایگاهها، تأسیسات و نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه سوق دهد. در چنین شرایطی، ایران ممکن است تهدید به هدف قرار دادن تأسیسات نفتی منطقه، مسدود کردن تنگه هرمز، یا حمله به متحدان اصلی آمریکا در منطقه کند؛ امری که میتواند وضعیت امنیتی منطقه را با خطر جدی تشدید و از کنترل خارج شدن مواجه سازد.
افزون بر این، اقدام نظامی آمریکا علیه ایران ممکن است به تقویت جریانهای تندرو و محافظهکار در داخل ایران بینجامد و تقابل ایران و آمریکا را بیش از پیش عمیقتر کند. در برابر تهدیدهای نظامی آمریکا، این احتمال نیز وجود دارد که ایران بهطور کامل مسیر دیپلماسی در پرونده هستهای را مسدود کرده و حتی ناگزیر به حرکت در مسیر توسعه سلاح هستهای شود.
از منظر داخلی آمریکا نیز، مداخله نظامی در ناآرامیهای ایران میتواند پیامدهای معکوسی برای خود ایالات متحده به همراه داشته باشد.
تشدید تقابل نظامی با ایران نهتنها با اهداف سیاستی دولت ترامپ در قبال ایران در تعارض است، بلکه راهبرد کلی آمریکا در خاورمیانه را نیز تضعیف میکند.
نسخه جدید راهبرد امنیت ملی ایالات متحده که بهتازگی منتشر شده، اعلام کرده بود که آمریکا از دردسرهای خاورمیانه عبور کرده و تهدید هستهای ناشی از ایران کاهش یافته است. در این چارچوب، پیامدهای پیشبینینشدهای که اقدام نظامی آمریکا علیه ایران میتواند به همراه داشته باشد، احتمالاً فراتر از توان تحمل دولت ترامپ خواهد بود. بازگشت دوباره آمریکا به باتلاق خاورمیانه و تکرار تجربههای پرهزینه گذشته، ممکن است به «کابوس خاورمیانهای» تازهای برای ایالات متحده تبدیل شود.
پایان/













نظر شما